سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

73

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

« حمزه » ( عماره ) صدا به « اى عمو جان ، اى عمو جان » بلند كرد ، حضرت على عليه السّلام دست او را گرفت و به فاطمه عليها السّلام ، فرمود : دختر عمويت را در پشت سر خود سوار كن ، پس از اين ، ميان على عليه السّلام ، « جعفر » و « زيد » گفتگو شد . حضرت على عليه السّلام فرمود : من دست او را گرفتم ، چرا كه دختر عمويم بود . « جعفر » به او گفت : من احقّ به آن دخترم ، چرا كه دختر عمويم هست و گذشته از اين ، خاله او هم همسر من است . « زيد » گفت : من سزاوارتر به او هستم ، چرا كه برادر زاده‌ام مىباشد . داورى به عهدهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گذاشته شد و حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله « جعفر » را ذيحق شناخت ؛ به خاطر آن كه خاله‌اش همسر « جعفر » بود و خاله به منزلهء مادر است و به حضرت على عليه السّلام ، فرمود : « انت منّى بمنزلة هارون من موسى و انا منك » ؛ منزله تو نسبت به من برابر با منزلهء هارون نسبت به موسى است و من از تو مىباشى . و به « جعفر » ، فرمود : تو از نظر اخلاق و آفرينش ، مشابه من هستى . و به « زيد » ، فرمود : تو برادر و آزاد شدهء ما هستى . [ تاريخ ابن جرير طبرى 2 / 197 ] از « ابو رافع » از پدرش از جدش روايت كرده است ، هنگامى كه حضرت على عليه السّلام اصحاب الوية ( پرچمداران ) را از پاى در آورد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به گروهى از مشركان متوجه شد خطاب به على عليه السّلام ، فرمود : بر اين ناكسان حمله كن ! حضرت على عليه السّلام بر آنها حمله كرد و آنان را پراكنده ساخت و در اين حمله ، « عمرو بن عبد اللَّه جمحى » را از پاى در آورد . بار ديگر گروه ديگرى از مشركان قريش را ديد ، خطاب به على عليه السّلام فرمود : بر اينان هم حمله كن ! حضرت على عليه السّلام هم بر آنان حمله آورد و گروه آنها را متفرق ساخت و « شيبة بن مالك » را كه يكى از مردم « بنى عامر بن لوى » بود ، به مالك دوزخ سپرد . « جبرئيل » نازل شد عرض كرد : يا رسول اللَّه ! عمل امروز على عليه السّلام دليل بر مواسات او با شما است ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اين بدان جهت است كه « انّه منّى و انا منه » . « جبرئيل » گفت : من هم از شما دو تن مىباشم ! راوى گفته است :